تبلیغات
Nothing To Display - خیانت:
 
Nothing To Display
you are in my heart 4ever
 
 
شنبه 22 بهمن 1390 :: نویسنده : saeed khaki
مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به او گفت : - می خواهم ازدواج

کنم . پدر خوشحال شد و پرسید : - نام دختر چیست ؟ مرد جوان گفت

: - نامش سامانتا است و در محله ما زندگی می کند . پدر ناراحت شد .

صورت در هم کشید و گفت : - من متاسفم به جهت این حرف که می زنم

. اما تو نمی توانی با این دختر ازدواج کنی چون او خواهر توست . خواهش

می کنم از این موضوع چیزی به مادرت نگو . مرد جوان نام سه دختر دیگر را

آورد ولی جواب پدر برای هر کدام از آنها همین بود . با ناراحتی نزد مادر

خود رفت و گفت : - مادر من می خواهم ازدواج کنم اما نام هر دختری را

می آورم پدر می گوید که او خواهر توست ! و نباید به تو بگویم . مادرش

لبخند زد و گفت : - نگران نباش پسرم . تو با هریک از این دخترها که

خواستی می توانی ازدواج کنی . چون تو پسر او نیستی....



نوع مطلب : مطالب خواندنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 22 بهمن 1390 10:34 ب.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


*با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز*
امیدواریم که از خواندن این مطالب لذت ببرید
و لحظه های خوبی را سپری کنید

مدیران وبلاگ :
عمو سعید
عمو مجید

مدیر وبلاگ : saeed khaki
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما دوست عزیز راجع به این وبلاگ چیه؟







نظر شما دوست عزیز راجع به این وبلاگ چیه؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
ارتباط با majid shabanpor
ارتباط با saeed khaki
gunner2066چت روم وبلاگ


فال امروز


.



دریافت کد
abzareweb
ابزار وب

تعبیر خواب آنلاین

تماس با ما
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران